خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





خوشحالی انسان ضعیف

    استادی با شاگردش از باغى ميگذشت، چشمشان به يک کفش کهنه افتاد.

    شاگرد گفت:
    گمان ميکنم اين کفش کارگرى است که در اين باغ کار ميکند، بيا با پنهان کردن کفشها عکس العمل کارگر را ببينيم و بعد کفشها را پس بدهيم و کمى شاد شويم...!

    استاد گفت:
    چرا براى خنده خود او را ناراحت کنيم!

    بيا کارى که ميگويم انجام بده و عکس العملش را ببين
    این مطلب تا کنون 17 بار بازدید شده است.

    منبع
    برچسب ها : ,
    خوشحالی انسان ضعیف

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده